Multi-touch attribution؛ کِی جواب میدهد، کِی نه
واژه محبوب هر آژانسی. در بیشتر موارد، توهمی است که بابتش هزینه میدهید. کجا واقعاً به تصمیم منجر میشود؟
نوشته Burak Özkan · Paid Media Lead
Multi-touch attribution سه سال است محبوبترین اصطلاح بازاریابی است. در جلسات عالی به نظر میرسد، روی فاکتور هم خوب جا میافتد. ولی در پرتفوی ما، بیش از نیمی از پیادهسازیها هیچوقت یک «اینسایت» MTA را به اقدام تبدیل نکردند.
صریح بگوییم: MTA وقتی به تصمیم منجر میشود که سه شرط همزمان برقرار باشد. (۱) حجم داشته باشید، یعنی 100K تبدیل ماهانه به بالا. (۲) دستکم چهار کانال هرکدام سهم معناداری ببرند. (۳) استک attribution شما در دوران قبل از cookieless از قبل کار کند.
بدون این سه، مدل MTA چیزی فراتر از last-click یا position-based به شما نمیگوید. هر چقدر هم Markov و Shapley را ریاضیاش کنید، بدون حجم، خروجی به معناداری آماری نمیرسد.
توصیه عملی: برای برندهای early-stage، attribution دادهمحور خود GA4 کافی است. وقتی از مرز 100K تبدیل ماهانه عبور کردید، MTA اختصاصی را با یک data scientist در تیم استارت میزنیم. قبل از آن، بودجهتان جای بهتری برای رفتن دارد.